میدونم نوشته هام کلی به موضوع نگاه کرده واین یه مشکل متنی حساب میشه ولی درحال حاضر وسع ام همینقده اقاا!
مقدمه:خب چندین وچند سال قبل از به دنیا اومدنم،پدر ومادرم مهاجر میشن...به اینجا میان..به ایران..وطبیعیه که من اون دوره ی نه ماهه واین دوره ی بیستوواندی ساله رو اینجا گذروندم...جایی تو غرب پایتخت ایران اسلامی!!
در ممالک مسیحی اروپا وامریکای جنایت کاره ملعونه حامی اسرائیل،وقتی بچه ای به دنیا بیاد تابعیت کشوری که به دنیا اومده رودریافت میکنه وبر اساس قانون حکومت اون کشوراز حقوق پایه ی شهروندی مثل حق تحصیل رایگان ،حق برابری وعدم تبعیض با بقیه افراد جامعه،حق دریافت بیمه ی همگانی،حق تصدی پست دولتی در صورت شایستگی،حق رای وحقوقی از این دست رو هم بدست میاره..مردم اونجاهم به این حقوق احترام میزارن که اگه نذارن،حکومت لنگه پاشون میکنه
ولی در جمهوری اسلامی ایران،دارای تمدن و فرهنگ چندین هزار ساله وجمعیت هشتاد میلیونی، وقتی کودکی از پدر ومادری افغان به دنیا بیاد..درحالی که این کودک هیچ نقشی در انتخاب پدر ومادروملیت اش نداشته.. از طرف حکومت تابعیت ایران رو نمیگیره،واین یعنی نداشتن حداقل حقوق شهروندی.....الان تحصیل درمدرسه برای "اتباع بیگانه" رایگان شده ولی من تمام دوازده سال تحصیلیم رو درمدارس ایران شهریه دادم!..واگه بعد از شرحه شرحه شدن، دانشگاه دولتی روزانه قبول بشم باید هشتاددرصد هزینه شبانه رو بپردازم:|...بیمه همگانی به منی (مایی)که تمام طول زندگیم در ایران زندگی کردم تعلق نمیگیره..وحتی اگه عضو پیوندی بخوام،بهم نمیدن تا بمیرم..مثل اون دختره درشیراز که مرد...حق برابری با بقیه اعضا جامعه که بیشتر شبیه یه جوکه....اگه من توانایی مدیریتی بالایی داشته باشم،حتی نمیتونم(نمیتونیم) مدیر یه مدرسه ی دولتی ابتدایی بشم،بالاتر از این سطح که بماند...حق رای هم که ندارم(نداریم)...ونمیتونم اندازه یه سره سوزن تو سرنوشت کشوری که درش به دنیا اومدم ،زندگی کرده ومیکنم واحتمالا میمیرم،شرکت کنم.....اوففف... بگذریم..داشتم سرنوشت کودکی که در مجامع مسیحی اروپا وامریکاو ایران مسلمان به دنیا میاد رو مقایسه میکردم..کجا بودم؟!!!....اومممممم.... اهان..!
از طرفی این کودک افغان عملا شهروند درجه سه محسوب میشه... واین یعنی این که این کودک هم از نظربالای نود وپنج درصد افراد ثروتمندوباسواد دانشگاهی زیاد وبالا نشین وبافرهنگ که خودشون رو شهروند درجه یک میدونن وهم ،از نظرهمونقدر درصد از افراد فقیر ومتوسط وبیسواد وباسواد متوسطه پایین شهر وبا فرهنگ پایین تر!که تو این تقسیم بندی میشن شهروند درجه دو..تحقیر میشه،خورد وخاکشیر میشه ،بیگانه وافغانی بروبه کشورت وتو شغل من رو تصاحب کردی خطاب میشه... ونمیتونه کاری کنه جز تحمل وضع فاجعه باری که دراین کشور اسلامی داره...
پ ن۱:البته خیلی هاهم تحمل نمیکنن ومیرن بلاد مسیحی!..مشخصااونایی که میتونن..اونایی که نمیتونن،میمونن ومیمیرن (خیلی ها...،نه همه!)ومرگ هم فقط جسمی نیست!
پ ن۲:شغل رویادم رفت بگم!...عمومامشاغلی که فرد ایرانی حاضر به انجامش نیست نصیب کارگر افغان میشود..کارهای یدی مثل کشاورزی وچاه کنی وساختمون سازی وخیاطی واین جور کارا شغل غالب نسل اول ودوم مهاجرین اففانستانی ساکن ایران است.....دکتر ومهندس واینام هست ولی کم است..خیلی خیلی خیلی کم...چون وقتی تخصص پیدا میکنن به دلایل متعدده یا به افغانستان میرن یا به غرب..
پ ن۳:ندادن تابعیت برای ایران فایده های زیادی داشته که تو یه پست دیگه میگم:/
پ ن۳/۵
:این رو هم در مورد تابعیت باید بگم ک،گفته میشه قوانین مربوط به تابعیت مال زمان رضاشاه خدا نیامرزادیست..یعنی این قوانین بیشتر از پنجاه سال عمر دارن..ومن در عجبم چرا مجلس کشوری هشتاد میلیونی که ادعا میکنه سه وبیش از سه میلیون مهاجر داره،بعده گذشتن چهل سال از انقلاب وورود اولین مهاجرین افغان به کشور ایران هنوز قوانین مربوط به مهاجرت رواصلاح نکرده واین تعداد کثیر از مهاجرین رو بلاتکلیف گذاشته؟!و تااازه..با این کار هزینه های کمرشکنی رو به ایران تحمیل کرده ..چون درکره ی زمین با بیش از دویست کشور،کشوری وجود نداره که مهاجرین چهل ساله داشته باشه..یا برمیگردونن به کشور مبدا یا تابعیت رو میدن بعده پنج سال!..فکر کنم مجلس این اصلاح قانون رو انجام نداده،تا دولت برخی ضعف های فاحش خودش در زمینه ی مدیریت رو به گردن مهاجرین بندازه..مثل همین شغل..وجوری وانمود کنه ک انگار این چن صد هزار مهاجری ک از این چن میلیون نفرمهاجرکار میکنند،شغل بقیه بیکاران شریف ایران رو تصرف کردن، درحالی که بیکاری اصلی بین جوانان تحصیلکرده ای هست که حاضر نیستن شغل کارگر افغانستانی رو انجام بدن...
پ ن۴:من به دنبال گرفتن تابعیت ایران نیستم واگه تابعیت اینجارو بهم بدن هم رد میکنم،چون با اینکه یکی از بزرگترین شانس هام به دنیا اومدن در این کشور اسلامی بوده ولی دلبستگی ای که باید به یک وطن داشته باشم،به ایران ندارم..ولی با این وضعیت فوق قرمزی ک درش دارم مخلصشم هستماا..چون ادم نمک خوردن ونمک دون شکستن نیستم! ..دلبستگی اصلی من به کشورم افغانستان هست،کشوری که فقط از توی عکس وفیلم دیدمش،کشوری که اباء واجدادم در اون زندگی کردن وریشه های من اونجاست..کشوری که از صمیم قلب میخام که اباد بشه وخوده من هم در این ابادانی سهمی داشته باشم وبرم ودرش زندگی کنم...تازه کووووووو تاااا دادن تابعیت.. این طور ک مشخصه تابعیت رو هزار سال بعد هم نمیدن و بعده گذشت دو هزار ساله ناقابل که قشنگ روش فکر کردن شاااااید بدن!..که اگر هم... واگر هم، دوهزار سال بعععد ان شالله شناسنامه ایران رو به کودک افغان دادن احتمالا بیست میلیون سال وحتی بیشترطول خواهد کشیدتا نژاد پاک اریایی این موضوع رو هضم کنه!!
پ ن۵:یکی از بزرگترین شانس هام تولد در ایران بوده به دلایل متعدده:امنیت ک داره...حکومت شیعی...ولی فقیه قدرتمند که حتی یه بچه دوسالم میدونه یکی از دلایل حفظ این نظام که اصلش بر درستی بنا شده ولی ساختمانش پره عیب وایراده،رهبری بابصیرت اقای خامنه ای هستش...به نظرم اگه همچین رهبری در ایران نبود،وضعیتی به مراتب بدتر ازافغانستان وعراق وسوریه داشت!..خوشبهال ایران!!..وخب اگه بند پ رو اینجا داشته باشی،میتونی نمیری!
پ ن۶:بند پ،پول وپارتی وپاپای پولدار وپرنفوذ نیستااا..ک منم هیش کدومو ندارم..برای بچه پایین شهر،ینی توانایی اینو داشته باشی که پدر خودتو دراری ،بلکم یه چی بشی!!..به این پدر دراری خویش، سماجت ،پافشاری ،انگیزه وامید داشتن هممم میگویند..!!
پ ن۷:من به ایت الله رییسی رای نمیدهم،چونکه حق رای ندارم:/.ولی اگه همچین حقی میداشتم حتما به ایشون رای میدادم...واز کسایی ک حق رای دارن خواهش میکنم انتخابشون فرد اصلح باشه..چون با رییس جمهورشدن یه ادم اشتباهی فقط خودشون بدبخ نمیشن..مام پر مشکل ازاینی ک هستیم میشیم...
پ ن۸:اینکه نمیتونم رای بدم من رو وادار به نوشتن همچین چیزایی کرد!..یه کوچولو ازمطالب برنامه ی وطندار روهم استفاده کردم..
برچسب:
نویسنده: دانیال رحیمی