خرید بک لینک

دوسال و چند ماه پیش که کرونا گرفته بودم و ریه ام سفید شده بود و بدون اکسیژن پوستم در عرض چند ثانیه بنفش میشد و احتمال مردنم خیلی خیلی خیلی بیشتر از زنده بودنم بود اگه بهم میگفتن تو زنده میمونی ولی سایه ی مریضی هیچ وقت از رو سرت برداشته نمیشه....خب من قبول میکردم همچین چیزی رو..من هنوز خیلی جوون تر از اونیم که بمیرم....هر چند که احتمالش هست تو عمل پیش روم این اتفاق بیوفته...خوشحالم که ازدواج کردم...مادر شدم..زندگی مشترک رو تجربه کردم...دخترکم به من گفت ماما..

با اینکه همهی این زندگی مشترک با درد قاطی بوده ولی خوشحالم از تجربههام تو این مدت بعد از تجربه ی نزدیک به مرگم در ایام کرونا..

_امروز تیر خلاصو زدن و گفتن حتما باید تعویض مفصل انجام بشه و من هنوز تو ناباوری ام...

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 0:22 توسط  | 

برچسب: نویسنده: دانیال رحیمی تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1402 ساعت: 13:52

صفحه بندی