خب من دوسال و چند ماهه که از عقدم میگذره..من ازدواج کردم و حتی یه دختر کوچولو دارم ولی هنوزم که هنوزه بعضی وقتا این کرم به جونم میوفته که 1 که هشت نه سال پیش یه مدت باهاش رابطه ی دورادور داشتم و حتی از نزدیک ندیدمش وفقط صداشو شنیدم و یه عکس از خودش تو وبلاگش گذاشته بود برای من که ببینمش و اون حتی عکس هم منو ندیده بود!!! چیکار میکنه الان؟!!!
وااااای خداااااای من...ما قرار مدار ازدواج ام گذاشته بودیم حتی!
_فک کنم چون اون اولین نفری بود که باعث شده بود ضربان قلبم بره بالا!
_ولی با همه ی این احوالات آقای همسر عزیز تر از جان دلیل زنده بودن و نفس کشیدن منه:))
برچسب:
نویسنده: دانیال رحیمی