داستان یک گنجشک
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 5:58
چن روز پیشا تو حیاطمون یه جوجه گنجشک داشتیم..لونشم داخل یه لوله بخاری بود ک کاملا دور از دسترس انسان وگربه قرارداره!..صبحایی ک زود از خواب بیدار میشدم وتوحیاط ک هوای تازه ونسبتا خنکی داره مینشستم صدای مامان و بابا وخودگنجشک کوچولو واقعا کل صدایی بود ک اول صبح میشنیدم تااا همین چن روز پیشا ک گنجشککه ...
یک شهریور جاان:)
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 5:58
وووواااو!!..بیستو دو سالگی..:)) گاهی ب این فک میکنم ک ایا واقعا من هم کودکی ای داشتم یا چیزی اززیر هجده سالگیم ب یادم میاد یه رویا بوده... چه زود بزرگ شدم..
اوووووف..از معایب افغانستانی بودن در ایران!
-
تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 5:58
بیمه همگانی ندارندمثل خیلی چیزهایی دیگرکه جمهوری اسلامی ایران...نداده بهشان..یعنی بهمان..و این ینی اینکه...مثلا اگرمن دندانهایم عصب کشی لازم باشند ودردتامغز استخوانم را بترکاند وچهارصد پانصد هزار تومان به ازای هر دندان نداشته باشم ک بروم و ازاد عصب کشی کنم بایداز درد بمیرم! البته قبلش انقدردرد میکشم...