اسم فامیل
-
تاریخ: 1396/12/2 ساعت: 1:28
باحالت داد وبیداد گفت:نخیرم..نداریم...اون یه ادویست..نمیشه..میوه نیست ک..ازون طرف داداشم گفت:داریم..اقاااا...اصلا از ابجیم میپرسیم..هر چی گف قبو
گذشته ها
-
تاریخ: 1396/8/24 ساعت: 10:51
[unable to retrieve full-text content]وقتی به عقب نیگا میکنم ،یه عالمه اشت&#
خوبترتر!
-
تاریخ: 1396/7/8 ساعت: 12:11
عشق سالهای وبا راخواندم..از یک چیزش خوشم نیامد...کلا این جناب مارکز در کتاب هایی که ازش خوانده ام..هومممم...بیخیال ..نمیگویم!... ولی یک چیز خواستنی که داشت این بود : سیر طبیعی زندگی روی دور تند را نشانم داد..موضوع غالب عشق بود وفاوداری بیش از حد یک عاشق ودراخر وصال...ولی موضوعات فرعی جالب وتوجه انگی...
بخشی از یک کتاب
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:20
دلها را اشتیاق وروی کردن وپشت کردنی است.پس دل را انگاه که مشتاق است وروی اورده به کار گیرید که اگر ناخواه واداربه کاری شود کور گردد."حکمت ۱۹۳" . . اسم نهج البلاغه رو که میشنوم یاد جرج جرداق مسیحی میوفتم که دویست بار این کتاب رو از بر کرده وبعدش که به خودم نگاه میکنم ...میبینم حتی یه دورهم نخوندمش!!:...
فقط ۲۰۰کلمه!
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 14:20
دارم رمان میخوانم:عشق سالهای وبای گابریل مارکز...وهی وسط مسط هایش اعصابم خورد xa0میشود وخاکشیر واین به خاطر روال رمان نیست!..به خاطر توانایی ام درخواندن است....میتوانم حداکثر ۲۰۰کلمه در دقیقه بخوانم واین واقعا تاسف بار است وحتی میشودگفت فاجعه!!...الان سرعت xa0نرمال هزار کلمه دردقیقه است واین یعنی اگ...
بخشی از یک کتاب
-
تاریخ: 1396/6/21 ساعت: 21:41
دلها را اشتیاق وروی کردن وپشت کردنی است.پس دل را انگاه که مشتاق است وروی اورده به کار گیرید که اگر ناخواه واداربه کاری شود کور گردد."حکمت ۱۹۳" . . اسم نهج البلاغه رو که میشنوم یاد جرج جرداق مسیحی میوفتم که دویست بار این کتاب رو از بر کرده وبعدش که به خودم نگاه میکنم ...میبینم حتی یه دورهم نخوندمش!!:...
ماه عسل
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
ماه به نیمه رسیده..ماه توی تقویم را نمیگویم..منظورم ماه اسمان است..یعنی کمتر از ده روز دیگر بیست ودومین ماه رمضان عمرم تمام میشود.. یک شب دیگر از شب های قدر مانده..یک شب دیگر هم میتوانم بخوانم دعای جوشن کبیر،دعای هزار نام "او"را..میتوانم هم نوا شوم با ندای سحر انگیز "الغوث الغوث خلصنا من النار یا رب...
شاه پناهم بده..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
ضامن آمو رضا لاله خوش بو رضا اومدم امام رضا خونه به دوش تو باشم مادرم گفته باید حلقه به گوش تو باشم سه سال پیش وقتی برای اخرین زیارت به حرمش رفتم،به ضریح خوب خوب نگاه کردم،برای اینکه یادم بمونه وهر وقت دلم زیارت خواست، چشامو ببندم وتجسم کنم وسلام بدم.. تو همون اخرین زیارت یه خانوم با اه وسوز شعر'ضام...
وبازهم کنکور!!!
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
من اگه قبول نشم تقصیر خیلی چیزاست! مثلا صاب خونمون که درست همزمان با شروع رسمی خوانش برای کنکورم،شروع کرد به خونه سازی اونم بالای خونه ما..واین یعنی الودگی صوتی صددرصدی..اولش برای درست کردن ستون با اون چیزی که دیوارو خراب میکنن وفک کنم اسمش مته است،شونصدتا جای ستون درست کردن!..درحالی که من مثلا داشت...
یک خیابان دوست داشتنی..
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 14:07
موقع ماشین سواری، مثل اکثر اوقات بی هدف به بیرون نگاه میکردم که چشمم به نام قشنگ وخاص خیابانی افتاد:خیابان کاج نقره ای*..هر چه چشم گرداندم واین طرف وان طرف و بالا وپایین را نگاه کردم،محض رضای خدا حتی یک دانه هم کاج ندیدم!!..خیابانی بود پر از چنار های سر به فلک کشیده وانقدر بزرگ وپر برگ بودند که حتی ...
نوروز نامه
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
سالی ک نکوست کلا تابلوعه!xa0 تقویم که میگه سال ۹۶اومده وواقعا هم اومده!! از یکروز قبل ازعید درگیر یه بیماری ویروسی جای خالیه جای خالی وخیلی جای خالی شدم که تا همین دیروز پری روز درگیربودم باهاش!! از دسته دست دادن وروبوسی خلاص شدم..این تنها فایده ی این ویروسی شدن بود!...بگذریم... چن روز اول شونصد تا ...
نگرد که نیست!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
قبلاناااا که میشه سه چار سال پیش..متن یه حدیث رو خوندم وفقط خوندم ورد شدم! والاناااا که میشه همین دوسه روزه یکی از بند های اون حدیث میاد به ذهنم..یه حدیث خیلی خفنی بود!!!..که الان از پنج بندش ،سه تاش رویادمه...ونمیدونم دقیقا کدوم یک از معصومین حدیث رو نقل کرده...شاید قبلا این جا،تو این وبلاگ نوشته ب
کاملا رسمی!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
الف نون:کتابخونه سه چهاااار ماااهه که به علت تعمیرات داخلیه لامصبش بستست...شیطونه میگه با مهماتی که از چهارشنبه سوری مونده دره کتابخونرو بترکون...برو داخلش وبه اندازه ی همین سه چهااار ماااه کتاب بخووون...هی بخوووون وانقدرررر بخووون ک جونت دراد... سین نون:امروز به صورت کاملا رسمی بعد از پنج ماهه غیر
اون:)
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
دختر جون انقدرررر طناب رابطه ی با اطرافیانت رو تنگ نکن که فقط خوده خودت بمونی... آه...نه فقط خودت ..خودت ویه طناب ک فقط بدرد دار زدن میخوره.. پ ن:اگه اون نبود،من بودم ویه طناب!..الان اما ..منم واون.. پ ن۲:اون همیشه بوده..وقتی حس کردم تنهام اون رو نادیده گرفتم... پ ن۳:ممنونم ومچکر ومخلصتم هستم "اون"م
حق رای..انتخابات..تابعیت..جمهوری اسلامی..مهاجرین
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
xa0اول نوشت:این متن بسیاااررر بسیاااررر طولانی رو قرار نبود انقدررر کش بدم...ولی یه سری مسایل تو ذهنم میچرخید وازاونجایی ام ک تا الان هیچ چی در موردشون ننوشته بودم،متن بلندی از اب دراومد.. میدونم نوشته هام کلی به موضوع نگاه کرده واین یه مشکل متنی حساب میشه ولی درحال حاضر وسع ام همینقده اقاا! مقدمه:خ...
پودر شد!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
به چهار شنبه روزی در یکی از روزهای گرم اردیبهشت،"انجا" را پیچانده وبه نمایشگاه سی ام قدم رنجه فرمودیم..!اسم "انجا" را نمیگوییم ،چرا که نباید بگویبم!..(عجب استدلالی)..خب ممکن است یکی از عوام دربیاید وخیلی غلیظ بگوید:استخفرالله..مگر" انجا" را هم میشود پیچاند؟!!!!؟؟؟؟مگر" انجا"یی ها قدیسه نیستند؟؟؟!!!!
دوباره روحانی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
دوباره سختی..دوباره بیکاری..دوباره رکود..در یک کلام دوباره بدبختی:( پ ن:درچهار سال اول دوره ی احمدی نژاد،خدماتی که اون به ایران کرد رو هیچ رییس جمهوری قبل از اون انجام نداده بود!.. (بماند که توهین وتحقیر بیسابقه در مورد مهاجرین افغانستانی از فردای روز ریاست جمهوری اوشون شروع شد).. وچهار سال بعدی به
ازبدیهیات عالم.
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
باخود گفتم:پاک ومنزه است پروردگارمن!چگونه محتاجی درخواست حاجتش رااز محتاجی دیگر میکند؟وگدایی برهنه چگونه از گدایی عریان مانند خود طلب میکند؟..پس ای خدای من!مشتاقانه برای رفع حاجتم به درگاه تو امدم وبااعتماد کامل به تو،امید،به توبستم؛ودانستم که درخواست حاجات بسیار من،نزدتوانگریه تو ناچیز واندک است وب
از عجیبیات عالم..
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
در عجبم...ادم در اثر چه چیزایی که نمیمیره! مثلا همسادمون که خدایش بیامرزد انقدرخودشوبا این واون مقایسه کرد که مرد..!!. پ ن:.:| + نوشته شده در xa0چهارشنبه هفدهم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa022:46xa0 توسطxa0طxa0 |xa0
گرمهههههه!
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 23:00
از اسمان اتش میبارد..کجایند لشکریان ابر وباد تا پایان بخشند سلطه ی خورشید شاه ظالم را..؟ پ ن:در اثر گرمایش بیسابقه ی هوا،قلممان تحت نظر ذهن درحال جوششمان xa0با اینطور نوشته ها صفحه ی سفید را زینت میبخشد:| + نوشته شده در xa0یکشنبه بیست و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعتxa019:57xa0 توسطxa0طxa0 |xa0