تقویم که میگه سال ۹۶اومده وواقعا هم اومده!!
از یکروز قبل ازعید درگیر یه بیماری ویروسی جای خالیه جای خالی وخیلی جای خالی شدم که تا همین دیروز پری روز درگیربودم باهاش!!
از دسته دست دادن وروبوسی خلاص شدم..این تنها فایده ی این ویروسی شدن بود!...بگذریم...
چن روز اول شونصد تا مهمون داشتیم چون اولین عیدی بود ک مادر بزرگم بینمون نیست..وخب رسمه که فامیلا یه سر میان خونمون!
چن روز وسط زدیم بیرون برای سر زدن به خونه ی فامیلای خیلی خیلی نزدیک که شکره خدا تعدادشون خیلی کمه وتو تهرانن فقط...ومحدوده ی سکونتشون نزدیک به شمال،مایل به جنوب وتقریبا مرکزه استان تهرانیه که بزرگ نیست بلکه خیلی خیلی خیلی بزرگه!..ازوقتی رشته کوهای البرز رو معیار تعیین جهت قراردادم وازاون جایی که تو عید، تهرانه الوده تمیز ترین وپاک ترین روزهای خودش رو میگذرونه و کوههای زیباونیمه برفی شمال تهران کاملا مشخص ان به این نتایج رسیدم!
زیاد تو جاده ها نبودیم چون این پایتخته همیشه شلوغ تو این سیزده روز بیشتر شبیه شهر ارواحه مخصوصا چند روز اول....! ومسیری که طی شدنش سه ساعت طول میکشه تو روزای عادی،قابلیت طی شدن در یک ساعت رو تو این ایام داره!
حتی برج میلاد رو میشددید!!
ازسرزدن به خونه فامیلا همینو بگم ک الان ظرفیت اینو دارم که تاشش ماه از خوردن هرگونه زرشک پلو با" مرغ "وقورمه سبزی وقیمه وحتی ابگوشت امتناع بورزم..!..اصلا تو فکرشم که گیاه خوار بشم!والا!
چن روز اخرخستگی گشتن تو تهران رو در میکردیم ..
وامروز...امروزم به شخصه ساعت یازده از خواب پاشدم..رفتیم به دل طبیعت..تاحدمرگ والیبال ووسطی وبدمینتون بازی کردم..بساط کباب هم ک جزجدایی ناپذیر سیزدهم عیده!!
واین بود خلاصه ای از سیزده روزه نوروزه گانم*:)
پ ن۱:کلی کتاب گرفته بودم که بخونم ولی ویروس ومهمون وگشت وگذاروصدالبته خستگی نذاشت که نذاشت...الانم باید برم گرد وخاک یک متری روشون رو بتکونم وخودم رو متلاشی کنم برای خوندن وفهمیدنشون:(
پ ن۲:هرسال یه پست نوروزی میزاشتم وبرا سال جدید کلی خط ونشون میکشیدم..امسال به دلایل متعدده این کار رو نکردم!..برا سال۹۶ حرفی نمیزنم و نمینویسم که فقط رو کاغذ بمونه بلکه عمل میکنم!...امیدوارم البته..:)
برچسب:
نویسنده: دانیال رحیمی